هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
86
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
و مشقتهاى آن به اميد كاميابى در آن دنيا ، خشنود و خرسند قدم به زندگى تازه گذارد تا در كنار همسرش در كانونى سرشار از محبت و فروتنى و فداكارى ، قرار گيرد و براى على ( ع ) نيز آسان نبود كه همسرش را در كار طاقتفرساى خانه ، دست تنها ببيند بنابراين او نيز تا آنجا كه شرايط اجازهاش مىداد به كمكش مىشتافت گواينكه به دليل شركت در جنگها و درگيريها ( با مشركان ) كه گاه خود فرماندهىاش را بر عهده داشت و گاهى ديگر در آنها مشاركت مىفرمود ، كمتر در مدينه مىماند . و بويژه پس از آنكه فاطمهء زهرا مادر شد و كارهاى خانه چندين برابر گرديد ، شرايط اجازهاش نمىداد كه مشاركت مؤثرى با وى داشته يا كسى را براى كمك به او اجير كند يا بخرد . روزى وقتى كه داشت پدرش با غنايم و اسرا از يكى از غزواتش بازگشته به وى گفت : اى بانوى زنان ! من ديگر به خاطر تو ( و رنج و مشقتى كه دست تنها در خانه مىكشى ) طاقتم طاق شده است پيامبر خدا ( ص ) با گروهى اسير از جنگى كه داشته بازگشته است به نزدش برو و از او بخواه يكى از اسراى زن را در اختيارت گذارد بلكه بتواند در برخى كارها ، كمكت نمايد . او كه مشغول آسياب كردن جو بود و بىنهايت خسته ، پاسخش داد كه ان شاء اللّه اين كار را خواهد كرد وقتى كارش پايان گرفت ساعتى صبر كرد تا خستگى در كند آنگاه به قصد خانهء پدر با گامهايى آرام ، بيرون شد وقتى پيامبر دخترش را ديد خوشامدش گفت و طبق عادت با خنده و رويى گشاده او را پذيرفت آنگاه از علت حضورش پرسيد شرمندگى مانع از آن گرديد تا علت آمدنش را بازگويد بنابراين به او گفت آمدم تا سلامى كرده باشم و به همانجايى كه بود بازگشت تا على را در جريان آنچه گذشت قرار دهد . على ( ع ) از آنجا كه نگران همسرش بود تصميم گرفت خود با پيامبر روياروى شود و رنج و مشقتى را كه پارهء تنش در منزل بدوش دارد با او در ميان بگذارد . بنابراين همين كار را هم كرد ولى پيامبر پاسخ داد كه اين كار را نخواهم كرد و اهل « صفة » [ كسانى كه از فرط نياز در سايهء ديوار مسجد گرد مىآمدند تا كمكى به آنها شود - م ] را كه از فرط گرسنگى و ندارى به خود مىپيچند ، رها نمىكنم غنايمى كه دارم به فروش مىرسانم و بهايش را ميان آنها پخش مىكنم . بنا به روايت احمد بن حنبل كه در مورد زندگى اين دو و محروميتشان از مواهب زندگى آورده ، آنها بىآنكه به چيزى دست يابند ، به خانه بازگشتند . ولى شكايت آنها دل پيامبر ( ص ) را به درد آورد و او را از هر كار ديگرى بازداشت لذا بنا به برخى روايات به نزد آنها آمد و با مهربانى به ايشان گفت : آيا مىخواهيد كه بهتر از آنچه از من خواستيد به شما عرضه كنم ؛ گفتند : آرى يا رسول اللّه . فرمود : پس از